تبليغاتX
تِیسه
                         

 

                  «کَذلِکَ یُحیی الله الموتی و یُریکُم آیاتِهِ لَعَلَّکُم تَعقِلون»

       بدین سان خدا مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌هایش را به شما می‌نمایاند باشد که خود دریابید.


                    

     این قطعه چوب در یکی از سکوهای نفتی واقع در خلیج فارس پس از سالها جوانه زد و سبز شد.

                     


                               

سالها مجاورت با انواع مواد نفتی و شیمیایی ...

                      

  

نوشته شده توسط کامبیز  | لینک ثابت |

سیرک 6:28

خبر رسید که پشت مدرسه سیروس قهرمانی اومده نمایش میده . یه چیزی تو مایه های سیرک . زنجیر پاره میکنه ، میخوابه تا ماشین از روش رد بشه و یه مشت حیوون ام با خودش اوُرده.

ول وله ایی  افتاده بود تو بِچه ها که هر جور شده برن ببینن چه خبره. هرجا نیگا میکردی دسه دسه بِِچه ها دور هم جمع شده بودن وصحبت پهلوون و جک و جوونوراش بود. مونو ، رضا و محمود ام قرار گذاشتیم زنگ آخر که تمووم شد بریم ته توشه در بیاریم. سر کلاس انگار کک افتاده بود تو شلوارمون نمیتونسیم آروم بشینیم . نزیک بود از کلاس بندازنمون بیرون.  زنگ که زدن ، در مدرسه باز شد و بچه ها مث  قوم یاجوج و ماجوج ریختن بیرون انگار همه میخواسن برن طرف سیرک . همی که دُویدیم بیرون تو صبخی جلو مدرسه چشمون افتاد به  یه سگ کثیف که تو جوق کنارخایابون نمیدونم دنبال چی میگشت . چشش که به ایی همه بِچه افتاد نمی دونس کجا فرار کنه . ترسه میشد تو چشاش دید . بدبخ انگار دو هزار سال هیچی نخورده بود تموم دنده هاش زده بود بیرون . بِچه هام تا چششون به سگ افتاد بساط پهلوون و دم دستگاش یادشون رفت . بی وجدانا انگار اومده بودن جنگ . با سنگ و چوب حمله کردن طرف سگ بدبخ . سگ ام تا ایی همه آدمه دید پا گذاش به فرار. همی جور که داشتیم دنبا ل سگ می دُویدیم  یه وانت بار با سرعت  پیچید جلو بچه ها و یه  آدم پت و پهن با یه مشت ریش و پشم از ماشین اومد بیرون . یه چوق تو دسش بود عین گرز رستم. یهو داد زد:

- پدرسگا شیرمه ول کنین. چکارش دارین؟

همه خشکمون زد.!!!

شیر؟! ...شیر کجا بود؟!!!!!!!

عامو وختی فهمیدیم  ایی که ما دنبالش میکردیم شیر بوده نه سگ از ترس همه پا گذاشتیم به فرار. قید سیرک و سیروس قهرمانی و حیوونای بدبختش که از گرسنگی دند شون زده بود بیرون زدیم که زدیم.

.......اما لذت دیدن یه سیرکه دُرُس حسابیه وختی دیدم که سیرک بزرگ اورپا اومد آبودان و بساطشه پشت سینما تاج پهن کرد. یادُم نمیره با چه بدبختی پول جور کردم تا بتوونم برم ببینم اونجا چه خبره.

واقعا به دیدنش می ارزید . او موقع ها بهترین چیزای دنیا جاشون تو ای شهر بود .

نوشته شده توسط کامبیز  | لینک ثابت |